أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
46
تجارب الأمم ( فارسى )
خليفگى مقتدر باللّه با جعفر بن معتضد باللّه در سيزده سالگى بيعت شد . كنيت او ابو الفضل بود . گزارش اين پيشامد : چون بيمارى مكتفى [ خليفه ] سنگين شد ، عباس بن حسن وزير در گزينش نامزد آينده خلافت دو دل ماند . هر بار كه او از خانه به دار السلطان مىرفت يكى از اداره كنندگان چهار [ 1 ] ديوان ، ابو عبد اللّه محمد بن داود بن جراح [ 2 ] ، ابو الحسن محمد بن عبدون ، ابو الحسن بن فرات ، ابو الحسن على بن عيسى [ 3 ] با وى همراه بود . آن روز محمد بن داود همراه او سوار بود و در رايزنى عباس وزير ، ابو العباس عبد اللّه ابن معتز را ياد كرده از او ستايش نمود . در روز دوم ابو الحسن على بن محمد بن فرات همراه بود ، او در پاسخ گفت : من پيشينه در آن [ 4 ] ندارم * از من درگذر ! من تا كنون
--> [ ( 1 - ) ] M متن : « الاربعة الذين يتولون . . . » چهار دبير كه زير دست وزير كار مىكردند . [ ( 2 - ) ] M ، دربارهء محمد بن داو بن جراح ، ابن جوزى گويد : او در شب مرگ ، ابراهيم بن عباس صولى در نيمهء شعبان 243 ه . از مادر بزاد ( منتظم ابن جوزى 6 : 89 ) او در كودتاى ابن معتز 296 ه كشته شد خ 5 : 66 . صفدى در « الوافى بالوفيات » گويد : ابن جراح كتاب خود را در زندگينامهء شاعران ، از آن رو الورقة ناميد كه براى هر شاعر بيش از يك برگ ننوشته بود ، و از اين رو صولى كتاب خود را « الاوراق » ناميد . الورقهء محمد جراح در مصر به سال 1953 م در 160 ص با تحقيق عبد الرحمان عزام و عبد الستار فراج چاپ شده است . براى ابن جراح معجم الادباء 1 : 226 / 3 : 238 نيز ديده شود ، او عموى على بن عيسى است كه خود و پسرش چند بار به وزيرى گمارده شده و در اين كتاب ياد خواهند شد . - خ 5 : 190 . براى تبار ايرانى جراح پانوشت ص 279 ديده شود . [ ( 3 - ) ] شرح حال او در « معجم الادباء » ى ياقوت حموى 5 : 277 / 14 : 68 ديده شود . [ ( 4 - ) ] اين روايت در « الوزراء » نگارش هلال صابى : 114 آمده است . جمال الدين على ابن ظافر در نگارش خود « الدول المنقطعة » دربارهء وزير ، گويد : او عباس بن حسن بن احمد ابن قاسم بن عبد اللّه بن ايوب ، از سواد « جرجرايا » است . همدانى او را در « عيون السير » ياد كرده است .